گاسپار دروويل ( مترجم : منوچهر اعتماد مقدم )
22
سفر در ايران ( فارسى )
بزرگان ، كه به منظور تعيين جانشين جهت كودك درگذشته دعوت شده بودند ، خود را رسما پادشاه ايران اعلام كرد . اقدامات اوليهى نادر بسيار درخشان و افتخارآميز بود . او خانهاى ياغى را مجازات كرد و تركها را چندين بار با شكستهاى فاحش تحقير نمود . هند را در سال 1738 فتح كرد و از دهلى پايتخت هند ( كه در آنجا بيش از صد هزار تن را به قتل رسانيد ) طلا و جواهراتى به ارزش صد ميليون ليرهى انگليسى به غنيمت آورد . از اين تاريخ به بعد لئامت و حرص و ولعش حد و مرزى نمىشناخت و هرروز فزونى مىگرفت . مرگى بس وحشتناك در كمين كسانى بود كه داراى مالومنال بسيار بودند . بدگمانى او را تحليل مىبرد و عذاب و اضطراب روانى دايما سوءظنش را تشديد مىنمود . سرانجام پس از هزاران عمل نفرتانگيز كه قلم از ذكرش شرمسار است ، براى اينكه سفاكيش را به اوج برساند بهطورى كه تاريخنويسش مىگويد برآن شد كه به وسيلهى اعراب و تاتارهايى كه قسمتى از قشونش را تشكيل مىدادند كليهى سربازان ايرانى را كه در خدمتش بودند قتلعام كند . در اين موقع سه تن از افسران نگهبان شبانه وارد چادر نادر شدند ، سر او را از تن جدا نمودند « 4 » و بر سر نيزهى بلندى قرار دادند . اين عمل علامت نوعى آشتى احساسات بشردوستانه بود كه از مدتها پيش در نتيجهى بيدادگريهاى نادر در تمام دلها خفه يا فلج شده بود . هيچكس گمان نمىبرد كه اين واقعه كه مىبايستى پايانبخش دردهاى كشور باشد راهگستر مشقتهاى بزرگترى گردد چه قتل نادر مقدمهاى براى شروع جنگهاى داخلى بود كه تا جلوس پادشاه كنونى ادامه پيدا كرد و سبب ويرانى كشور گرديد . در اين دوره ، ايران از هرجهت ضعيف و ناتوان شده بود . دستههاى گردنكشان در هر نقطهى كشور پراكنده شده بودند و به راهزنيهاى وحشتناك دست مىزدند . هر كاروانسرايى كه قابليت دفاع داشت تحت سلطهى يك يا چندين دسته درآمده بود كه از غارت مال مردم امرار معاش مىنمودند . خزانهى
--> ( 4 ) - اين واقعه در 23 مه 1747 روى داد .